رقص تكی بر روی لوحه سنگی از شوش و از این رده است نگاره برجسته یك لوحه سنگی مربع سوراخ داری كه ازشوش بدست آمده و درموزه لوور نگاهداری می شود.
دو نگاره در بالا و پایین این تخته كنده شده، و نگاره بالایی، مجلس بزمی است كه دو فرمانروا در سوی راست و چپ بر روی چهار پایه‌ای نشسته‌اند و دو رقاصه درپیش آنان برقص و دلبری مشغولند، فرمانروای سمت راست گویی باری سلامتی و تحسین رقاصه‌یی كه در برابرش میرقصد، جام خود را بلند كرده و آماده نوشیدنست و فرمانروای سمت چپ كه ازباده سرمشت گشته، دست در كمر رقاصه انداخته او را بآغوش كشیده است و میگسار بزم نیز زانو زده جام باد هرا بدست رقاصه می دهد تا به فرمانروا تقدیم بدارد.
نگاره این لوحه سنگی تراشیده با آنكه بعلت ریختگی، اندكی ناروشن است، لیك در هر حال همبستگی رقصهای « تكی» را با بزمهای فرمانروایان و زورمندان نیك نشنان میدهد و جدایی میان رقصهای شهوانی و تفریحی را با رقصهای دسته بند مقدس و مذهبی روشن میسازد.



رقص دسته بند «كاسوها» در هزاره سوم
از « كاسوها» یا « كاسیها» كه هزاره سوم پیش از میلاد درشمال ایلام در پیرامون كرمانشاهان و دره‌های كوههای زاگرس (پیشكوه و پشتكوه) زندگی می كرده‌اند، تكه سفالی بدست آمده كه بر روی آن نگارنده سه رقصنده درنزدیكی چادرها یا كلیبه‌های نی شان نشان داده شده است.
این تكه سفال ازدیده نمایش گونه دیگری ازرقص كه در آن رقصندگان هر كدام بازوان خود را از پشت گردن یكدیگر گذرانیده ، دستها را بر روی شانه‌های همدیگر می نهادند،‌بسیار ارزنده است و چگونگی آن درپیكره بخوبی نشان داده شده است.


رقص با «سماچه» از تپه یحیی
ازنیمه دوم هزاره دوم تا هزاره سوم پیش از میلاد، مهر سنگی استوانه‌یی كوچكی در دست است كه از « تپه یحیی» دركرمان پیدا شده و بر روی آن پیكره دو آدمی با سرهایی بشكل پرنده و پرهائی كه مانند بال بر بازوانش بسته بود نشان داده شده است..
آنچه در این مهر شایان بر رسی است، بكار بردن «سماچه»( ماسك) بشكل پرندگان است كه رقصندگان با نهادن آنها بر سر روی و بستن پرهای بلند به بازوانش می خوستند ودرا بشكل 1رنده درآورده، و رقصی با حركت پرندگان انجام دهند.
نمونه دیگر ارقص باسماچه از تخت جمشید
خوشبختانه این مهر تنها نمونه ازرقص با « سماچه» ( ماسك) نیست و تكه سفال كوچكی كه با دست هر تسفلد در تخت جمشید پیدا شده و درتاریخ آنرا شاید بتوان نیمه یكم هزاره دوم پیش از میلاد دانست، نمونه دیگری از رقص با « سماچه» را نشان می دهد.

بر روی این سفال دو تكه، كه پیداست تكه‌های شخصی از یك ظرفین سفالین بزرگی است، نگاهر دو تن در حال انجام رقص دسته بند، نگاشته شده كه با گرفتن دستهای یكدیگر، شاخه‌هایی را كه برگهای متقارن است (همچون شاخه درخت عرعر یا برگ خرما) بحالت عمودی درمیان دستهای خود نگاشته‌اند. از آن ، با ژرف نگری درپیكره‌های این سفالیه، دیده می شود كه رقصندگان « سماچه» هایی به رووسر خودنهاده‌اند كه گمان میرود كله بز كوهی (پازن) را با شاخها و گوشهایش نشان می دهد.
رقص با « سماچه بز كوهی و دردست گرفتن شاخه‌های سبز درختی كه دارای شاخه های متقارن است ما را بیاد یك موضوع مذهبی و اساطیری از این روزگاران می اندازد كه بارها و بارها بر روی ظرفها و آثار دیگر نگاشته شده است، و آن نگاره دو بز كوهی (نماد خدای كوهستانها) بحال نیم خیز در دو سوی «درخت زندگی» است كه دارای شاخه‌های متقارن است و این نگاره یكی از موضعهای بسیار متداول آن زملانست و یك عقیده مذهبی و همگانی مردم آسیای غربی را نشان می دهد.
از نگاره این تكه سفال چنین می توان پنداشت كه اجرا كنندگان این رقص دسته بند مذهبی در مرودشت تخت جمشید، هنگام بهار و سرسبزی درختان و گیاهان می خواسته‌اند همان داستان بز كوهی و درخت زندگی را تجسم بخشیده و جشن و شادمانی خود را با این رقص مذهبی رونقی دهند.
بهرسان موضع رقص نگاشته شده بر روی این تكه سفال هر چه باشد، از دیده نشان دادن پیشینه كاربرد «سماچه» ( ماسك) در ایران زمین و در رقصهای مذهبی و جشنهای قبیله‌یی بسیار پرارزش و شایان دقت است.








برای باریك بینی درشناخت این گونه رقصها و دریافت همبستگی آنها با حركتهای پرندگان و جانوران، نگاره سفالینه‌ای را از « هاراپا» در اینجا می آوریم كه در آن نیز رقصندگان سماچه گوزن شاخداری را بر روی چهره و سر خود نهاده‌اند و پیكره گوزن بزرگی نیز در پهلوی آنان دیده می شد كه رابطه رقص با موضوع آن بیان كرده شود و انگیزه و چگونگی اینگونه رقص نیك آشكار گردد، بیگمان دو رقص یا دشده دربالا نیز این گونه بوده و رقصندگان از حركات پرندگان و بزهای كوهی دررقص تقلید می كرده‌اند.
رقص سه نفری از تل تیموران بسال 1332 ه.ش در ارسنجان فارس ، هنگام گمانه زنیها، از « تل تیموران» ظرفهای گلی نقش و نگارنداری از سالهای 1400 تا 1200 پیش از میلاد پیدا شد كه از میان آنها ، نگاره دو ظرف سفالین شكسته، ‌ازدیده زمینه این گفتار، شایسته بررسی است.
در دور دهانه و تنه خمره گلی با خط‌های متوازی و نگاره‌های دیگر آرایش یافته است، درلای خطها، جابجا مجالسی از یك گونه رقص سه نفری نگاشته شده كه از دیده چگونگی قرار گرفتن دستها و بازوان درست مانند رقص « كسو» هاست.



رتری كه نگاره این سفالیه بر نگاره‌های دیگردارد، دراینست كه در اینجا برخلاف رقصهای دسته بند دیگر، كه در تشكیل حلقه یا رده‌های آنها،‌گروه فراوانی هنبازی می داشته‌اند – تنها سه تن بازو افكنده در یك رده سه تایی به رقص و پایكوبی برخاسته‌اند و این گذشته ازاینكه خود نگاره پیداست، ‌از چگونگی دست و بازی وی دو تن رقصنده كه در این سر و آنسر رده رقص قرار دارند، روشن می شود، ‌زیرا شكستن بازوها از آرنج و بالا نگاه داشتن دستها در دو سو، نشانه تكمیل رده رقص می باشد.


رقص دیگر از تل تیموران
همانند و همزمان نگاره این ظرف است، نگاره ظرف از همانجا، كه در دو جا در لبه بیرونی آن، پیكره رقص دو تن با همین شیوه نگاشته شده، لیك دراین یكی، چون رقصندگان با خط‌های موازی دور ظرف تلاقی كرده، نگارگر از نگاشتن سرها خودداری كرده با ساده كردن آن، جنبه آرایشی مطلق به نگارداده است آنچنانكه اگر دستها نگاشته نشده بود در نخستین نگاه نمی توانستیم دریابیم كه آن گوشه‌های شطرنجی پیكر آدمی را نشان می دهد.
ازبررسی نگاره‌های این دو ظرف از « تل تیموران» فارس، چنین بدست می آید كه گذشته از رقصهای « دسته بند» و « تكی» كه پیش از این یاد آها كردیم،‌گونه‌های دیگری ازرقص در ایران زمین بوده است كه در آن رقندگان دوبدو، سه به سه، بازو دربازو یا دست در دست هم انداخته ، به پایكوبی برمی خاستند، و نیز بگواهی نگاره‌های این سفالینه‌ها، شماره رده‌سه تایی و دوتایی در یك مجلس رقص، بیش از یكی دو تا بوده است و در این رقصها اگر چه از نگاره‌ها چیزی فهمیده نمی شود- شاید درهر رده سه تایی: یك مرد و دو زن یا دو مرد و یكزن، و در رقصهای دوتایی: یك مرد و یك زن یا دو مرد یا دو زن با هم می رقصیدند.


نمایش رقص در سر پرچم
در لرستان از هزاره یكم پیش از میلاد، سر پرچم مفرغ شبكی بدست آمده كه اینك در مجموعه پروسور زارع در موزه لوور نگاهداری می شود. در درون حلقه این سر پرچم، رقص دست بدست چهار تن با شیوه‌ای استادانه و زیبا و تركیبی نو، نشان داده شده است. باز در پایه همان سر پرچم كه جای گذرانیدن چوب یا میله پرچم بوده، ندیسه دو آدمی درحال رقص دست بدست نمایش داده شده است
خوشبختانه در این نمونه مفرغی، حركت پاها و دستها را در حال رقص، بخوبی می توان دریافت و پیداست كه هر یك از رقصندگان، یكی از پاهای خود را از زمین بلند كرده پس از خم كردن پشت سر، سپس در جای دیگر بزمین می نهاده و همین كار را با پای دیگر انجام می داده تا رفته رفته، ‌حلقه رقص بدور خود چرخیده و جای رقصندگان عوض می شده است.
این سر پرچم از دیده نمای اینگونه رقص و از دیده دیگر، یكی از مدارك بسیار پر ارزش دربارة رقص در ایران زمین است و ما از آن درمی یابیم، كه در میان مردمان روزگاران باستان، رقص تا چه اندازه ارج و بها داشته است كه آنرا همچون نشانه‌یی بزرگ درسر پرچم‌های خود بنمایش می‌نهاده‌اند.









رقص خدایان در آسمان
مردم روزگاران پیش از تاریخ همان سان كه خودشان درروی زمین به پایكوبی و دست افشانی بر میخواستند چنین می پنداشتند كه خدایشان نیز در آسمان یا در زیر زمین ،‌برقص برمی خیزند.
برخی از مردمان روزگار باستان چنین باور داشتند كه اصولا رقصیدن از كارهای خدایان است و این آدمی است كه به تقلید از آنان، درروی زمین ،‌جنبش‌ها و جیت وخیز های آنان را تكرار میكند و این پندار را سر پرچم یا سنجاق مفرغی دیگری از لرستان كه زمانش به سده هفتم پیش از میلاد می رسد، و در مجموعه ج.ل . وینتروپ نگاهداری می شود،‌برای ما بازگویی می كند
دراین سر پرچم مفرغی مشبك، ‌تندیس سه خدایا رب النوع شاخدار نشان داده شده كه خدای میانین كه پابگاهش از دو تای دیگر والاترست پا بروی قرص خورشید و دوتای دیگر پا بر پشت دو شیر غران نهاده،‌دست بر دست هم مشغول رقصند، تو گویی، بكاربرندگان این سر پرچم، از این راه خواسته‌اند چرخش و گردش خورشید را در آسمان از خرایان به خاوران( از شرق به غرب) همچون رقصی موزون و سنجیده بیان كرده، نمایش بدهند،‌بهرسان این سر پرچم نیز از دیدگاه نمایش جنبه‌های خدایی و مذهبی رقص، در میان مردم ایران زمینی ،‌شایان توجعه و بررسی است.
اینست نمونه‌هایی از رقص در ایران پیش از تاریخ كه نویسنده با بررسی‌های فراوان از روی آثار گوناگونی كه در ین سرزمنی پهناور بدست آمده است، گردآورده و درباره آنها به پژوهش پرداخته است، لیك از این تاریخ تا دوره شاهنشاهی مادها و هخامنشیان،‌با اینكه بی گمانیم رقص درمیان مردم ایران رواج داشته است، افسوس ،‌نمونه و اثری كه روشنگر این داستان باشد، ‌بدست نیامده یا نویسنده آنرا ندیده است و با این همه نمونه‌های اندك، از دیده روشن ساختن پیشینه و چگونگی رقص در ایران، بسیار گرانبها و پر ارج است و امید هست كه در كاوشهای آینده، نمونه‌ها و نگاره‌ها و تندیسه‌هایی بدست آید كه بررسی این رشته از هنر ایران را بر پژوهندگان و خواستاران این زمینه آسان گرداند وتاریخ آنرا روشن تر و كاملتر سازد.