تبلیغات
شـــــهربــــارونــــی - دارم امید عاطفتی از جانب دوست
این روزها ، انسان قیمت همه چیز را می داند ، ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند

دارم امید عاطفتی از جانب دوست

سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 12:39 ق.ظ

نویسنده : tannaz aref
ارسال شده در: شعر ،


دارم امید عاطفتی از جانب دوست
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
دانم که بگذرد ز سر جرم من که او
گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست
چندان گریستم که هر کس که برگذشت
در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست
هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان
موی است آن میان و ندانم که آن چه موست
دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت
از دیده‌ام که دم به دمش کار شست و شوست
بی گفت و گوی زلف تو دل را همی‌کشد
با زلف دلکش تو که را روی گفت و گوست
عمریست تا ز زلف تو بویی شنیده‌ام
زان بوی در مشام دل من هنوز بوست
حافظ بد است حال پریشان تو ولی
بر بوی زلف یار پریشانیت نکوست



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -